گل بانو
 
دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩ :: ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : گل بانو

 


مرگ از پنجره بسته به من می نگرد

زندگی از دم در

قصد رفتن دارد

روحم از سقف گذر خواهد کرد

در شبی تیره و سرد

تخت حس خواهد کرد

که سبک تر شده است

در تنم خرچنگی است

که مرا می کاود

خوب می دانم من

که تهی خواهم شد

و فرو خواهم ریخت

توده زشت کریهی شده ام

بچه هایم از من می ترسند

آشنایانم نیز ،

به ملاقات پرستار جوان می آیند.


عمران صلاحی



موضوع مطلب : شعر

جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩ :: ٧:۳۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : گل بانو

وقتی که دور از همگان،
بخواهی خواب عزیزت را برای آینه تعبیر کنی؛
معلوم است که سکوت علامت آرامش نیست ... ا


موضوع مطلب : شعر

جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩ :: ٧:۳٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : گل بانو

نمی‌دانم از دلتنگی عاشق‌ترم
یا از عاشقی
دلتنگ‌تر!
فقط می‌دانم
در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفته‌ای
بی آنکه نباشی.

عید امسال هم
می‌توانم تنهایی سوت بزنم
همین که بدانم هستی
آسمان را پر از پرنده می‌بینم.
لبخند یادت نرود!

تشنه‌ام
و تو نیستی.
مثل آب باران
گودی کمرم را
با نوازش دست‌هات
پر می‌کنم
تا از خشک‌سالی نبودنت
زنده برهم.
دست‌هات مال کمر من؟

از این تنهایی هزارساله
خسته‌ام
از بس تنهایی غذا خورده‌ام
تا لقمه‌ای نان به دهن می‌گذارم
باران شروع می‌شود
و من چتر ندارم
تو را دارم.
...
می‌دانی؟
می‌دانی چرا بند نمی‌آید
این باران؟
خدا از خجالت آب شده.


عباس معروفی



موضوع مطلب : شعر

پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٩ :: ٦:٤٢ ‎ب.ظ :: نويسنده : گل بانو

 

Celestial Glee
Speak the word,
Break the shell
Make the bird fly free,
Way out into the sky,
Up to heaven on high,
Where the Spirit can rest
in Your Divine chest,
freed of his worldly plea
singing in celestial glee
شادمانی الهی
با کلماتت بخوان!
بگذار تا که این کالبد کهنه از هم بدرد!
بگذار پرنده روحت ازادانه بال بگشاید!
در دوردستهای اسمان!
در ماورا!در هوای بهشت!
جاییکه بتواند جاودانه بیاساید!
در کالبد روحانیش!
فارغ از نیازهای نفسانی!
بگذار که تا ابد اوازی بخواند جاودان! در این شادمانی روحانیش!



موضوع مطلب :

سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩ :: ۱:٤٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : گل بانو

 

«تو صدای پایت را

به یاد نمی‌آوری

چون همیشه همراهت است

ولی من آن را به خاطر دارم

چون تو همراه من نیستی

و صدای پایت بر دلم

نشسته است»

 

بیژن جلالی

 



موضوع مطلب : شعر

دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ :: ٩:۱۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : گل بانو

چرا همگان را نبخشم
چرا از خاطر نبرم زخم‌ها را،
من که فراموش خواهم کرد
نشانی خانه‌ام
چهره‌ی کودکم
و تلفظ نامم را از دهانت،

و شعله که بر باد خواهد رفت.

باغبان جهنم، شمس لنگرودی

 



موضوع مطلب : شعر

دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ :: ۳:٠٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : گل بانو

 

مطربان رفتند و صوفی در سماع

           عشق را آغاز هست انجام نیست

از هزاران در یکی گیرد سماع

             زانکه هر کس محرم پیغام نیست

 



موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ



صفحات وبلاگ

RSS Feed