گل بانو
 
چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠ :: ٢:٢٥ ‎ب.ظ :: نويسنده :

 

شب با گلوی خونین

خوانده ست

دیر گاه.

دریا نشسته سرد.

یک شاخه

در سیاهی جنگل

به سوی نور

فریاد می کشد.

از احمد شاملو / از مجموعه شعر ” باغ آیینه”



موضوع مطلب : شعر

سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ :: ٩:٥٢ ‎ق.ظ :: نويسنده :

 

صدای به هم خوردن استکان ها
صدای غم انگیز آوازه خوان ها
صدای سماور، هیاهوی غلیان
گره خورده با نغمه خسته جان

به روی سر برفی پیر عاشق
به جا مانده خاکستر کاروان ها
چه خاکستر پرغباری که هر دم
کشد پرده بر نام ها و نشان ها

رها کن صدا را، که اینک صدا را
صدا می زند آبی آسمان ها
بخوان پیر عاشق، بخوان "لاله ها" را
که از باغ جان آوری ارمغان ها
غمت عابر کوچه باغ دلم شد
بخوان عاشقانه، بخوان از همان ها...

"عمران صلاحی"



موضوع مطلب : شعر

جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ :: ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ :: نويسنده :

 

دور
از این هیاهو

دلم کویر می خواهد و

تنهایی و سکوت و

آغوش ِ سرد ِ شبیکه آتشم را فرونشاند.

نه دیوار،

نه در،

نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم،

نه پایی که در نوردد مرزهایم،

نه قلبی که بشکند سکوتم،

نه ذهنی که سنگینم کند از حرف،

نه روحی که آویزانم شود.

من باشم و

 تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش می کند

و آرامشی که قبل از  هیچ طوفانی نیست !



موضوع مطلب : شعر

دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ :: ٩:٤۸ ‎ق.ظ :: نويسنده :



...
مرغ دریا بادبان های بلندش را

در مسیر باد می افراشت !

سینه می سائید بر موج هوا،

آنگونه خوش، زیبا

که گفتی آسمان را آب می پنداشت !

 

فریدون مشیری



موضوع مطلب : شعر

 
درباره وبلاگ



صفحات وبلاگ

RSS Feed