گل بانو
 
شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸ :: ٩:۳٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : گل بانو

دلم برای برق چشمانت تنگ است...هر چه می کوشم یادم نمی آید دم آخر آیا لحظه ای فکر می کردم که شاید دیگر نبینمت؟ آیا  می دانی حتی برای ثانیه ای در ذهنم نمی گنجید که ممکن است دل ساده ای که تنها انعکاس زلالیش تو بودی را اینگونه بشکنی که هنوز بعد از سالها کوچکترین یادی از تو مرا دوباره زخمی میزند که انگار حتی ثانیه ای از آن لحظهء شوم نگذشته که تو از من گذشتی....


 

ولی بدان حتی تو را هم می بخشم...چون آنقدر عشق در این دنیا هست که می توان تو را ندیده گرفت...

{معبودم ...بگذار عاری از هر خشم و غضب بمانم...}



موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ



صفحات وبلاگ

RSS Feed