گل بانو
 
شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸ :: ٩:٥۳ ‎ق.ظ :: نويسنده : گل بانو

 

تو را یافته ام

در فراسوی شفق

در همانجا که همه چلچله ها عشق را می فهمند

من تو را یافته ام

من در آن قله کوه ابدیت

که همه حادثه ها

در پس ابر زمان گم شده اند

در پی یافتن دل بودم

گمشدن،یافتن و پیمودن

این حدیث سفر من به دیار عشق است

در میان همه کوچه های شهر

منِِ خسته در به در

قصة درد خودم را به همه میگفتم

مردمان این دیار درد مرا میفهمند

این حدیث دلِ من را همه شان

با زبان دل خود می خوانند

من در آنجا دیدم که پروانة یاد

بی سوختنی دردآور

در پس شعلة شمع احساس زندگی می یابد

من تو را در این دیار عشق

با همه لذت و شور

در پس ثا نیه های خواهش

در فراسوی مکان

در دیار ابدیت یافتم

و کنون با چنین حس عمیق

با همه شوق فراگیر وصال

من تو را تا به ابد میخواهم

من تو را

تا فراسوی شفق

در همانجا که همه چلچله ها عشق را می فهمند

تا به ابد میخواهم

١٣٧٩-قریه تهران



موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ



صفحات وبلاگ

RSS Feed