شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ست

آسمانا کاسه صبر درختان پر شده ست



زندگی چون ساعت شماطه دار کهنه ای

از توقف ها و رفتن های یکسان پر شده ست



چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم

چای می نوشم ولی از اشک فنجان پر شده ست



بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته اند

دیگر از گل های پرپر خاک گلدان پر شده است



دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر

شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده ست



شهر گفتم؟شهر! آری شهر! آری شهر! شهر

از خیابان از خیابان از خیابان پر شده ست..

 

فاضل نظری

 

مرسی سامی

/ 3 نظر / 4 بازدید
سحر

خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایـــــــــــت، بوِِِِِِِِِِِِِِیِِِِِـــــــــــــــت... فقط آهسته بگو با دلم می مانی... سلام روز بخير خيلي قشنگ كلبه زيبات..دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه آبجي سحر هم سربزن .درضمن يه سري لينك جالب هم برات بالاي وبلاگ گذاشتم كه اميدوارم خوشت بياد من كه خودم آموزش فال قهوه و مستند مرگ مرد يخي رو خيلي دوست دارم، اميدوارم شما هم خوشت بياد. با اميد به اينكه هفته قشنگي رو شروع كرده باشي.روز بخير مهربون..[بغل][گل][بغل]

سامی دخت

خواهش عزیزم...بینهایت شعر تاثیر گذاریه

نسل سوخته

سلام گل بانوی عزیز غزل خوبی بود.اصولا شعرای فاضل خوبه.اما من از شخصیتش خوشم نمیاد.به کلبه منم سری بزن