سایه می شم  سایه می شم  سایه که آزار نداره

آسته میاد آسته می ره با هیچکسی کار نداره

 

تو دشت بی آب و علف  آخر سر می شم تلف

دور و برم بیابونه  چیزی بجز خار نداره

 

می خوام سکوتو بشکنم اما صدام در نمیاد

سرو به دیوار بزنم اینجا که دیوار نداره

 

با چه زبون بهت بگم تنهایی آتیشم زده

هیچکی سراغم نمی یاد هیچکی باهام کار نداره

 

مسلمونا  مسلمونی  مسلمونا  مسلمونی

اینجا ولی مسلمونی دیگه خریدار نداره

عبدالجبار کاکائی

/ 2 نظر / 2 بازدید
سامی دخت

تو رو خدا سایه نشو...همین افتابی باشی بهتره