در هر غروب

در امتداد شب

من هستم و تـمامت تنهایی.

با خویشتن نشستن.

در خویشتن شکستن.

این راز سر به مهر ٬

تا کی درون سینه نـهفتن ٬

گـفتن.

یـاری کن ٬

مرا به گفتن این راز ٬ باز یاری کن.

ای روی تو به تـیره شبان آفـتاب روز

می خـواهـمت هـنوز.

/ 5 نظر / 10 بازدید
مثل همیشه

می خواهمت چنان که لب تشنه آب را ! ... زیبا بود ... انتخاب فوق العاده یی بود ... هم عکس هم تکست

علی آریا

....... سلام از توجهی که به "هفت پرده" داشته اید سپاسگزارم ....... پروفایل شما را هم پیدا نکردم ! ....... برقرار باشید

محمود

مورد فیس بوک امکانی برام بوجود اورد تا با نوشته هات اشنا بشم . گو اینکه بخش زیادی از شعرها متعلق به دیگرون بود و ترجیحا انتخابی توسط تو صورت گرفته بود . اما بعضا انتخابهای خوبی هم بود . البته من به شخصه ترجیح می دم مطلب بخونم تا شعر . این رو بیشتر دوست دارم اما چن تائی از شعرا که گمونم کار خودته به نظرم جالب اومد .وبلاگ سینمائیت رو هم سر زدم .نمی دونم یه جورائی اونو بیشتر دوست داشتم .در هر صورت از اشنائی باهات خوشحالم شاد و خوش و سرحال باشی

سیدعلیرضارئیسی

سلام به شما دوست خوبم اگه تونستی به من سربزن و در خصوص مطالب زیرنظر بده 1-طنز مستراح 2- بحر طویل مستی 3- شعر نصیحت به دختر 4- شعر ای مطرب صحرا نشین تو مسابقه هم شرکت کردم امتیاز یادت نره 4 شنبه سوری هم خوش گذشته باشه آجیل ماجیل هم هر چی گرفتی تنهائی نخورده باشی بازهم به من سربزن

لطیفه

چه زیبا می نویسی گل بانو... می شود بیایی و حرفی برایم بزنی...؟؟ دلم تنگ است.....